پارت سی و سوم :

پسری با قد متوسط، تی‌شرت آبی با طرح فرش سنتی و شلوار جین مشکی. فرشید بود.
- سازا رو آوردن. کجا بچینیم؟
مسیح دستی به چانه‌اش کشید و به کمد سفید و چوبی اشاره کرد:
- بذار اینجا. از هر ساز یکی داریم فعلاً... اگه کسی لنگ زد، دم دست باشه. بعدش به مرور تکمیل می‌کنیم.
فرشید سری تکون داد و گفت:
ـ حل چشاته.
مسیح لبخند زد.
همه‌چیز داشت شکل می‌گرفت... صدای نفس‌های خودش بود که در Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    فصل جدید زندگی مسیح ، نقش مکمل خانوم میشه حنا دیگه؟🤔😂

    ۵ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 ما که بخیل نیستیم ایشالله که حناست

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    انشالله خوش یوم باشه دس خوش ممنون عالی بود

    ۸ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم از همراهیت محیا جان 🤍🫂

    ۸ ماه پیش
  • محیا

    0

    انشالله خوش یوم باشه دس خوش ممنون عالی بود

    ۸ ماه پیش
  • هانا?

    0

    ماهم دوست داریم نویسنده خوشگلمون🍒

    ۱۰ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    من بیشتر 🤍😁

    ۹ ماه پیش
  • فخری

    0

    خیلی برای مسیح خوشحالم امیدوارم موفق باشه ممنون از نویسنده عزیز پایدار باشید 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم همین آرزو رو براش دارمم قربونتون برم

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    چه قشنگ ساز میزنه

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😭 برادر موقع نواختن پخت و پز میکند

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    فقط اینا زود همدیگه رو ببینن دیگه و اینکه من فراموش کردم یا شما سن مسیح رو نگفتین

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    سن هیچ‌کدومو تا الان نگفتم. دوست دارید بگم؟

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    اره بگووووووووووووووووووووو جوووووووووون دلمممممممم =)

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    0

    بله اگه سناشونو بگین ممنون میشم🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    کار سختیه 🤣 توی ذهن من اینه: - مسیح ۲۹. - پولاد، پونه ۳۰. - حنا ۲۶. - حریر ۳۲. - مازیار ۳۱. - ترنگ ۲۹. - کامران ۴۷.

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    جووووووووووووووووون مسیحو برم 9 سال ازم بزرگترهههههههههههههههههه

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    خودایاااااااااااااااااااااااا مسیحووووووووووو بده من .خخخخخخخخخخخخخخ. =(

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    ارهههههههههههههههه بزار چیو؟ اقا از بس گفتم بزاررررر میخواستم بگم سنارو بگو گفتم بزارررر .خخخخخ. شتتتتتتتت

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    اخخخخخخخخخخخ اسم مسیح نیارررررررر قلبم تند میزنه .خخخخخخخخخخخخخ.

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    بنظرم حنا هم اونجا باشه و با هم آشنا بشن هعیی مسیح عزیزم چقد تنها شده طفلکی چرا شوق نکرد پس💔

    ۱ سال پیش
  • ...ZAHRA...

    0

    شوقشو خودم میارم سرجاش .خخخخخخخخ.

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    زهراجون خصوصی یه پیام بده عزیزم

    ۱ سال پیش
  • .."/ZAHRA/"..

    0

    سلام جااااااانم نسترن

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    کجاییی تووو؟ دلم تنگ شد برااتت

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    خوبی؟ دورت بگردم خیلیییییییییییی دلم برات تنگ شده خیلیییییییییی بخدا =(

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خوبممم. منم همینطورررر چرا رفتی یهووو؟؟

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    عزیزم ی ساعت مشخص بده ک باشم و باشی اینجا... بوس و بغل بهت...

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    فرداشب بین ده تا یازده خوبه؟

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آقا جدی خیلی طولانی میشه دیگه الان باید باهم آشنا بشن یه ملت رو خوشحال کنن

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    عوضش من و پولاد به جاش خوشحالیم پشتش هم هستیم تا ابد برو ببینیم چه میکنی مسیح کنجکاوم بدونم تو اون مراسم چه اتفاقی میفته..وقتی حنا رو ببینه واای ذوق دارممم

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    جاااان مسیح باید خیلی خوشحال باشه که شما پشتش هستید ❤

    ۱ سال پیش
  • ..." /ZAHRA/ "...

    0

    مخصوصااااااااااااااااااااا من =)

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    0

    آقا ماهم مهمونی افتتاحیه آموزشگاه سونات دعوت هستیم یا خیررر؟؟؟؟؟ 🤔🤔🤔🤔🤔 لباس چی بپوشیییم؟؟؟ دسته گل بیاریم یا جعبه شیرینی 🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بلهه که دعوتین چرا دعوت نباشییین؟؟؟ فقط خوشگل موشگل کن که کراش زیاده هااا

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    0

    دلم یه رفیق مثل پولاد میخواد همراه برادر رفیق عشق زندگی 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خدا نصیبت کنه 💎

    ۱ سال پیش
  • M.s

    1

    عالی عالی عالیه پرتغالییی به نظرم حنا هم در جشنواره با مسیح آشنا میشه

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عوووووو کی بره این همه راهووو؟ یعنی تا اون موقع باید صبر کنیمم؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    0

    واااااااااای پس بالاخره مسیح قبول شدددددد شولولولولوووو دستت بزنیییددد شادیییی کنییییددددددد

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    2

    کاش منم مثل مسیح بلد بودم بزنم:))) خوشبحالش توی اون چند دقیقه رفت توی یه دنیا و حال هوای دیگه بهش حسودیم شد

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️